خرید بک لینک
وجود عنصر هشیاری در انسان، ابزار قدرتمندی را در اختیار او قرار داده است و این باعث گردیده تا گاهی به اشتباه و گاهی هم به عمد، انسان این ابزار قدرتمند را علیه زندگی و پدیدآورنده خود بکار ببرد. اگر این نظریه قرآنی، خداگونگی انسان یا جانشینی خداوندبر روی زمین توسط انسان را بپذیریم، باید بدانیم که هیچگاه هشیاری ناقص و ابتدایی انسان یا به قول مولانا هشیاری مخلوط آب و گل نمی تواند بر هشیاری برتر حاکم بر جهان هستی و زندگی غلبه کندو بر آن چیره شود. هشیاری ابتدایی انسان اگر در راستا و هم جهت با هشیاری برتر و اصل زندگی قرار گیرد ، کارهایی خواهد کرد کارستان. اما اگر در جهت خلاف خلاقیت و سازندگی یعنی نابودی و ویرانی حرکت کند محکوم به شکست و نابودی است. همچون حبابی توخالی ، طوری که انگار هیچگاه وجود نداشته، اگرچه ویرانی های زیادی هم با خود به بار خواهد آورد. 

اما انسان مومن به جانشینی خداوند سعی میکند که جهت و راستای هشیاری برتر جهان را کشف و خود را با آن هماهنگ، هم راستا و تسلیم نماید، و زمین را و محیط زیست و زندگی خود را به آبادانی و شکوفایی برساند. 

شناسایی و کشف جهت و راستای هشیاری برتر، اما کار چندان آسانی نیست و برعکس کار بسیار دشوار و پیچیده ایست. و فقط در جریان و در مسیر حرکت در راه زندگی و در اثر تجربه و سعی و خطا بدست می آید. انسان تا به مسیر نادرست و راه اشتباهی پا نگذارد نمی تواند مسیر صحیح و درست را از مسیر نادرست شناسایی کند و پیدا کردن راه درست و تشخیص آن از راه نادرست جز با پیمودن راه های درست و نادرست توامان امکان پذیر نیست. تنها کسانی میتوانند خود را به راه درست نزدیک نمایند که از رفتن در راههای نادرست و خطا سرشان به سنگ خورده و چشمشان باز شده باشد. و این قاعده بزرگ و همیشگی زندگی است که شخص مومن به جانشینی خداوند با آگاهی به ساز و کار های  این قاعده و پذیرش همه مسولیت های آن  تسلیم آن است.

برچسب: نویسنده: هلیا موسوی‌پور تاريخ: دوشنبه 25 ارديبهشت 1396 ساعت: 10:53

صفحه بندی